هر چند بیان اینکه سالانه تعداد زیادی از نخبگان از کشور خارج می شوند و جذابیت و امکانات کشورهای دیگر سبب می شود آنان در کشورهای مقصد ماندگار شوند، سخن تازه و جدیدی نیست، اما اینکه بدانیم دلیل یا دلایل این مهاجرت چیست،.





هفته نامه چلچ
راغ - شهرزاد همتی: هر چند بیان اینکه سالانه تعداد زیادی از نخبگان از کشور خارج می شوند و جذابیت و امکانات کشورهای دیگر سبب می شود آنان در کشورهای مقصد ماندگار شوند، سخن تازه و جدیدی نیست، اما اینکه بدانیم دلیل یا دلایل این مهاجرت چیست، شاید بتواند به بخشی از سوال های مطرح شده در این خصوص پاسخ دهد.

از آنجایی که مسئولان دولتی در سال های اخیر به دنبال راه حلی برای این مشکل بودند، تلاش کردند با راه اندازی بنیادی به نام بنیاد ملی نخبگان قدم هایی بردارند؛ از این رو به سراغ سعید سهراب پور، قائم مقام بنیاد ملی نخبگان رفتیم تا از چراها و اماهای این موضوع آگاه شویم.

او معتقد است: «بنیاد در چند سال گذشته تا جایی که می توانست، از نخبگان حمایت کرد و این روند همچنان ادامه خواهد داشت، زیرا این بنیاد تنها مرجع رسمی و قانونی برای شناسایی، جذب و حمایت مادی و معنوی از نخبگان است.»

از نظر شما معیار نخبه بودن چیست و بنیاد ملی نخبگان با چه هدفی تاسیس شد؟

- بی شک تعاریف و دیدگاه و معیارهای متفاوتی برای نخبه بودن وجود دارد اما می توان اینگونه گفت که نخبه فردی است که سال ها زحمت کشیده و تلاش کرده که این تلاش می تواند منجر به تحقیق و پژوهش یا تولید شود.

مبدع و مبتکر بنیاد ملی نخبگان هم رهبر معظم انقلاب است. ایشان در جلساتی که با استادان داشتند، تاکید کردند که باید چنین بنیادی برای حمایت از نخبگان شکل بگیرد و راه اندازی شود. در نتیجه پیگیری هایی که انجام شد، همزمان با تشکیل معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری، بنیاد ملی نخبگان هم راه اندازی شد و معاون علمی و فناوری رئیس جمهور، ریاست بنیاد ملی نخبگان را هم به عهده دارد.

ایران تنها 80 نخبه دارد!

وظیفه بنیاد هم حمایت از استعدادهای برتر است. ما یک شورای نخبگان داریم که گروهی از استادان دانشگاه که از رئیس جمهور حکم دریافت کرده اند، از اعضای این شورا هستند. شورای نخبگان از مجموعه ای از کمیته های تخصصی تشکیل شده که پرونده ها را بررسی و نخبگان را انتخاب می کنند. در آیین نامه هایی که ضوابط و شرایط انتخاب نخبگان را تعیین کرده، فقط ارائه مقالات علمی ملاک نیست، بلکه موفقیت های بین المللی مانند عضویت در هیئت مدیره انجمن های علمی بین المللی یا عضویت در هیئت تحریریه نشریات بین المللی، سخنرانی در کنفرانس های بین المللی یا نوشتن text بین المللی بیش از موفقیت های علمی داخلی مورد تاکید است. برای مثال افرادی هستند که مقالات علمی متعدد داشته اند اما به علت نداشتن موفقیت بین المللی انتخاب نمی شوند.

در حال حاضر چند نفر عضو این بنیاد هستند؟

- 12 هزار نفر که البته فقط 80 نفر آنها نخبه و بقیه از نظر ما استعداد برتر هستند.

می شود بیشتر توضیح دهید؟ چرا تعاریف جداگانه ای برای این افراد قائل می شوید؟

- براساس طرح شهاب که طرح جدیدی است و فقط یک سال از اجرایی شدن آن می گذرد، استعدادیابی در آموزش و پرورش انجام م�� شود؛ البته این طرح اکنون در هفت استان و فقط در مدارس منتخب آغاز شده و شامل همه مدارس نمی شود، اما در نظر داریم به تدریج این طرح را در سراسر کشور اجرایی کنیم.

در حال حاضر اجرای این طرح را در مدارس دیگر نیز پیگیری می کنیم اما از آنجا که طرح جدیدی است، در این مرحله به مدارس منتخب اکتفا کرده ایم. در این مدارس معلمان و دبیران آموزش دیده اند تا استعدادیابی کنند.

متخصصان تعلیم و تربیت بر این باورند که افراد نخبه را نباید از دیگران جدا کنیم. البته ما فعلا به مدارس تیزهوشان کاری نداریم، چرا که سال هاست در این مدارس افرادی با استعدادهای برتر که از دیگر دانش آموزان جدا شده اند، تحت آموزش قرار می گیرند اما اکنون متخصصان به این نتیجه رسیده اند که جداسازی دانش آموزان، دانشجویان و به طور کلی افراد نخبه و برتر کار درستی نیست.

آنها می گویند به جای آموزش گلخانه ای باید آموزش باغچه ای داشته باشیم. در آموزش گلخانه ای ملاک جداسازی افراد با استعداد برتر است. در طرح شهاب نیز به روش آموزش باغچه ای عمل می شود، یعنی دانش آموزان نخبه در مدارس در کنار دیگر دانش آموزان درس می خوانند، با این تفاوت که معلم و دبیر آموزش دیده که چگونه نخبه ها را شناسایی کند و برای این گروه آموزش های فوق برنامه ای در نظر بگیرد. اکنون این فرد به مرحله ای رسیده که می تواند در نظام، اثرگذاری مستقیم داشته باشد.

اگر اجازه دهید، برمی گردیم به همان بحث فرار مغزها و تفاوت برخورد مسئولان با این مسئله؛ قبول دارید که برخورد کشورهای دیگر با این مقوله منطقی تر است؟

- جالب است بدانید که خیلی ها به اینکه ما از نخبگان حمایت می کنیم، اعتراض دارند و بر این باورند که باید مانند کشورهای اسکاندیناوی همه افراد از شرایط و امکانات برابر برخوردار باشند.

بهتر است اینگونه بگوییم که عدالت با مساوات فرق می کند. عدالت می گوید جایی که پتانسیل بالاتر و بیشتری وجود دارد، باید بیشتر سرمایه گذاری کنیم و بر این اساس نمی توان پتانسیل ها را نادیده گرفت و به صورت یکنواخت چمن زنی کرد. این مساوات است اما عدالت نیست.

یکی از اختلافاتی که من از گذشته با وزارت علوم داشته ام همین بوده است. وزارت علوم در بسیاری موارد برعکس عمل کرده و در مناطق محروم بیشتر سرمایه گذاری می کند. البته اینکه به مناطق محروم بودجه خاصی اختصاص دهیم، ایرادی ندارد اما هر نظام و سیستمی به موسسات برتر توجه ویژه ای دارد؛ برای اینکه افراد تاثیرگذار در آینده جامعه را در این مراکز و موسسات می توان جستجو کرد؛ بنابراین در این مراکز برتر باید سرمایه گذاری ویژه کرد.

وزارت علوم باید در کنار اختصاص بودجه های ویژه به مناطق محروم، به موسسات برتر نیز توجه ویژه ای داشته باشد. این رویکرد در همه کشورهای دنیا مرسوم است. متاسفانه در سال های اخیر ما به این هدف دست نیافته ایم. اکنون در اغلب دانشگاه های خوب کشور، تجهیزات فرسوده است و به بازسازی و نوسازی نیاز دارد. توصیه مقام رهبری به دولت جدید این است که اول رسیدگی به مسائل اقتصادی و پس از آن توجه به مسائل علمی را در اولویت برنامه های کاری خود قرار دهد. مسائل علمی نیز چنین مشکلات و محدودیت هایی دارد.

بنابراین اگر می خواهیم در حوزه مسائل علمی سرمایه گذاری کنیم، باید در دانشگاه ها سرمایه گذاری کنیم. البته آنهایی که سوسیالیستی فکر می کنند، اساسا با کمک به نخبه ها مخالف هستند، در صورتی که به نظر من باید به فردی که استعداد برتر است، کمک کرد و او را تحت حمایت قرار داد تا بتواند رشد کند. در غیر اینصورت فرد استعداد برتر، اهدافش را در کشورهای دیگر تعقیب می کند. هدف نهایی ما در حمایت از نخبگان، جذب این افراد است.

حتی سعی می کنیم در حد توان و پتانسیل هایی که داریم، زمینه ای را برای جذب استعدادهای برتر فراهم کنیم تا افراد نخبه و استعداد برتر در کشور خودمان بمانند و به کشور خودشان خدمت کنند. البته امکانات ما با کشورهای دیگر متفاوت است. ما تلاش می کنیم علاقه به آب و خاک و سرزمین مادری در کنار امکاناتی که برای این افراد فراهم می کنیم، در مقایسه با امکانات و جاذبه هایی که در کشورهای دیگر وجود دارد، کفه سنگین تری ایجاد کند تا با فرار مغزها و خروج نخبگان از کشور مواجه نشویم.

دکتر، آماری دارید که نشان دهد چه کشورهایی مقصد اصلی نخبگان هستند؟

- در حال حاضر نخبگان ما در سه کشور آمریکا، کانادا و انگلیس هستند که ما با این کشورها رابطه سیاسی نداریم که این امر موجب شده است که ایجاد ارتباط با این نخبگان به راحتی صورت نگیرد.

ایران تنها 80 نخبه دارد!

گاهی اوقات برخی نخبگان برای ادامه تحصیل مایل هستند به خارج بروند و ما نمی توانیم جلوی آنها را بگیریم ولی مسئله اصلی برگشت این افراد پس از فارغ التحصیلی به کشور است. این موضوع را در نظر داشته باشید که جاذبه هایی مانند وجود امکانات مالی، شغلی، رفاه زندگی و امکانات آزمایشگاهی و پژوهشی دانشگاه های خارج بسیاری از نخبگان را به ماندن در آنجا ترغیب می کند و آنان دیگر تمایل به برگشت ندارند اما در عین حال تعدادی از آنها به کشور برمی گردند. از سوی دیگر با ایجاد معاونت امور بین الملل در معاونت علمی و بنیاد ملی نخبگان قرار است تشکیلاتی در زمینه فعالیت های بین المللی و ارتباط با نخبگان خارج از کشور در بنیاد ایجاد شود.

سوال آخر اینکه آیا می توان قاطع گفت راهی برای جلوگیری از خروج نخبگان وجود دارد؟

- هدف ما تشویق نخبگان به ماندن در کشور است. بررسی ها نشان می دهد بنیاد تا حد زیادی در ایجاد جاذبه برای نخبگان و استعدادهای برتر موفق بوده است. در حقیقت بنیاد ملی نخبگان با این هدف راه اندازی نشده اما در این زمینه تا حد زیادی موفق بوده است.

ما باید از این افراد حمایت کنیم تا انگیزه داشته باشند در کشور خودشان بمانند و به جامعه خدمت کنند. از آنجایی که امکانات ما ضعیف است، حق می دهیم که آنان بخواهند به خارج از کشور بروند.

در دانشگاهی مانند استنفورد، آخرین امکانات در اختیار دانشجویان قرار می گیرد و تا اینجا حق با دانشجو است که در کشور دیگری ادامه تحصیل دهد اما مشکل اینجاست که وقتی دانشجو به این امکانات دسترسی پیدا می کند، دیگر انگیزه ای برای بازگشت ندارد. ما به نخبگان توصیه می کنیم به این نکته توجه داشته باشند که اینجا کشور آنهاست و به این سرزمین تعلق دارند.
کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه