تحولات پرشتاب جهانی در علم و تکنولوژی، صنعت، مدیریت و به طور کلی ارزش ها و معیارها، بسیاری از سازمان ها و شرکت های موفق جهان را بر آن داشته که اهداف، گرایش و علائق خود را در جهت به کارگیری خلاقیت و نوآوری هدایت کنند.

مجله اینترنتی برترین ها





روزنامه آسیا - معصومه حسین زاده، استاد دانشگاه:

خلاقیت (شکوفایی ذهن)، هوش (حاصل وراثت)

تحولات پرشتاب جهانی در علم و تکنولوژی، صنعت، مدیریت و به طور کلی ارزش ها و معیارها، بسیاری از سازمان ها و شرکت های موفق جهان را بر آن داشته که اهداف، گرایش و علائق خود را در جهت به کارگیری خلاقیت و نوآوری هدایت کنند.

درواقع قرن 21 به ویژه یک دهه اخیر آن سال های پرشتاب و افسارگسیخته گسترش خلاقیت ها و نوآوری ها است و سازمان ها و شرکت ها در چنین برهه ای از زمان که (عصر دانش)، (عصر تغییر)، (عصر اختراعات)، (اکتشافات)، (عصر فراصنعتی)، (عصر عدم تداوم)، (عصر سرعت)، (عصر خلاقیت و نوآوری) مطرح نشده است باید خود را در جهت مدیریت تغییرات شتابان با دگرگونی های ژرف جهانی آماده ساخته و به خلاقیت و نوآوری روی آورند.

خلاقیت یا هوش؟!

به طور خلاصه:
در تعریف خلاقیت باید گفت: این واژه عبارت است از توانایی دیدن چیزها در یک نظر نو و غیرمعمولی، دیدن مشکلاتی که هیچ کس دیگر امکان تشخیص موجود بودن آنها را نمی دهد و سپس ارائه راه حل های جدید غیرمعمول و اثربخش برای آنها، خلاقیت یعنی: خلق جدید از دیدن های غیرمعمول، دیدن از نادیده ها یا نادیده های دیدنی!!

افزایش منابع، پس انداز، کارایی، بازده و تقویت روحیه کارکنان را می توان دومین عامل از زندگی سازمانی دانست، عامل اصلی برای تعیین ارزش سازمان همان نوآوری است که به عنوان عامل بقای سازمان محسوب می شود، بسیاری از شرکت ها و سازمان ها که در 30 سال گذشته از کارایی، سودآوری و بهره وری بالایی برخوردار بوده اند امروزه نه تنها دارای سود نبوده بلکه از صحنه کار و تولید محو شده اند!! برعکس سازمان هایی که قبلا بهره وری و سود نداشتند ولی به خلاقیت و نوآوری روی آورده بودند امروزه از جمله شرکت های موفق محسوب می شوند.

در اینجا به نکته ظریفی باید اشاره کرد و آن اشتباه نگرفتن افراد خلاق با افراد باهوش است، هوش یک موضوع وراثتی و اکتسابی از محیط است و افراد باهوش به تنهایی به موفقیت نمی رسند زیرا هوش باید تربیت، هدایت و الگوسازی شود و افراد باهوش صرفا با تکیه بر هوش نمی توانند پله های موفقیت را طی کنند. مگر آنکه در مسیر تربیت هوشی قرار گیرند، اما خلاقیت شکوفایی ذهن است و حالتی از خودباوری و ابداع گری است، خلاقیت را می توان به 4 گروه در نظرگرفت: 1- خلاقیت عملی 2- خلاقیت ذهنی 3- خلاقیت هنری 4- خلاقیت غیرکلامی و تخیلی.

1- خلاقیت عملی:
امروزه نیاز به افرادی است که به جای دانش فنی صرف، دارای فکری خلاق باشند، چنین تفکری روشی است که در آنچه عملا وجود دارد و به کار می رود شک کرده و به فکر جایگزین بهترین ها برای آن باشیم.

2- خلاقیت ذهنی:
ذهنی که بتواند فرد را به ایده های جدید رهنمون سازد، ذهنی خلاق و ابداع گر است.

3- خلاقیت هنری: هنر به عنوان یکی از ارکان اصلی زندگی آدمی در کار و حرفه هرکس جایگاهی والا دارد. این نوع خلاقیت تنها در بسته بندی و نقاشی سالن های لوکس و معماری ساختمان ها و... به کار نمی رود، بلکه از طراحی صنعتی و فنی می تواند شروع شود تا خلاقیت و ابتکار عمل در ایجاد جذابیت در زندگی روزمره و هنر زندگی کردن با حداقل ها ادامه یابد.

خلاقیت یا هوش؟!

4- خلاقیت غیرکلامی و تحلیلی:
در سازمان گاهی لازم است انسان خود را از قید و بند تفکر سیستمی و استدلالی رها ساخته به خیال پردازی مشغول شود. امروزه سازمان های به خیال پردازی علمی و خلاق نیاز دارند تا بتوانند در عرصه رقابت پیشتاز باشند. در این  نوع خلاقیت، ذهن انسان پرواز می کند و به دنیای ناشناخته ها صعود کرده و به شکار نظریه های نو می پردازد. فرضیه های جدیدی را مطرح ساخته و الگوهای بدیعی را ارائه می دهد.

در اینجا شاید پرسیده شود که اگر نوآوری تغییر است پس هر تغییر می تواند نوآوری باشد؟ جواب این است که خیر. نوآوری می تواند تغییر باشد اما هر تغییری نمی تواند نوآور باشد. تغییر می تواند نوآوری باشد که سیستم را متغیر کرده باشد و راه های ابداع و خلاقیت را باز گذاشته باشد و این تغییر را محدود و محصور نکرده باشد وگرنه تغییر محدود در نوآوری فقط یک تغییر باقی می ماند!

ویژگی های افراد خلاق: آیا شما یک فرد خلاق هستید؟ ابداع گر چطور؟ باهوش یا زیرک؟ آیا دوست دارید خود را به محک این نوع از توانائی ها بزنید؟ بسیار خب پس بدانید که افراد خلاق کسانی هستند که می توانند نگاهی غیر مرسوم به اشیاء و پدیده ها انداخته و هر رویداد یا شیء را چنان ببینند که گویی برای نخستین بار روی آن تمرکز کرده اند. این افراد بخش عمده ای از وقت و انرژی خود را صرف توجه دقیق به اطراف خود کرده و مسائل پیچیده را به مسائل ساده تر ترجیح می دهند! و با علاقه مندی بسیار برای یافتن راه حل می کوشند.

پس افراد خلاق:
توانایی ایجاد تعداد زیادی ایده را به طور سریع داشته، دارای اعتماد به نفس بوده و برای انجام کار مقاوم و سمج عمل می کنند، پرتکاپو و ریسک پذیرند.

دارای استقلال رای و داوری بوده و به قضاوت های مستقل می پردازند. البته این قضاوت اول از خودشان و در مورد کارهایشان شروع می شود و به قضاوت محیطی کشانده می شود، توانایی تمام و کامل و یکی کردن افکار گوناگون را داشته و انعطاف پذیر بوده و توانایی تعقیب و دست یابی به راه حل مشکل را در راه های مختلف دارند. به رغم استنباط دیگران، بسیار فعال نبوده و در مقایسه با دیگران از هوش و ذکاوت خارق العاده ای برخوردار نیستند زیرا خلاقیت می تواند باشد مثل داشتن تفکری آزاد و سیال که آن هم یکی از پیش نیازهای خلاقیت است، اما ضروری نیست! معمولا پایین قرار گرفتن درجه هوشی ارتباط چندانی به میزان خلاقیت ندارد، همچنان که هوش سرشار نیز دلالت بر خلاق بودن فرد نمی تواند باشد!

خلاقیت با کوشش و ابتکار عمل و پشتکار بارور می شود و هوش با تربیت و الگوبرداری صحیح و آموزش های مخصوص هدایت می شود و تازه بعد از آموزش و قرارگرفتن در مسیر درست می توان افراد باهوش را مثمرثمر کرد. اما افراد خلاق خود مدیریتی و راهبردی شخصی قوی و خاصی دارند! فرد باهوش، باهوش متولد می شود و بنابر نظر روان شناسان تا 80 درصد می تواند وراثت در هوش دخیل باشد، اما افراد خلاق ممکن است از برهه ای از عمر خویش به صورت جهشی یا ناخودآگاه دست به خلاقیت بزنند و آنچه خلاقیت را پایه ریزی می کند (نیاز و علاقه) است که اکثر افراد خلاق در امور و رشته های غیر از تخصص خود دست به خلاقیت می زنند!

خلاقیت یا هوش؟!

خلاقیت گروهی: توجه دقیق تر به فرآیند خلاقیت نشان می دهد که چرا سازمان های کارآفرین برای مسائلی از قبیل: وقت آزاد، آزادی عمل، دسترسی به اطلاعات سیستم پیشنهادهای موثر و سریع، تشویق، ریسک پذیری و نوآوری و غیره اهمیت فوق العاده ای قائل هستند. زیرا این موارد همه اساس و بنیان سازمان های خلاق است. خلاقیت از مراحل زیر تشکیل می شود:

1-    جذب:
فریفته شدن نسبت به یک موضوع

2-    ابهام: همان مرحله ای است که می گوییم (آهان فهمیدم)!

3-    آزمایش: در این مرحله ایده به وجود آمده آزمایش می شود تا اینکه معلوم شود مفید و مولد است یا خیر؟

4-    پالایش:
ایده به منظور کاربردی کردن و مصرف عملی آن اصلاح می شود.

5-    ارائه و فروش:
مرحله ای است که اکثر خلاقیت ها را خنثی و ناکام می کند زیرا خلاقیت باید قابل سوددهی باشد.

باید مدیران ایده ها را خریده یا قبول و سپس به مشتریان سازمان ها عرضه کنند.

پیشتازان نوآوری: افرادی هستند که باعث هماهنگی و پیشبرد امور مربوط به محصول یا خدمت جدید در سازمان می شوند و تا موفقیت نهایی به اصطلاح (تنور را گرم نگه می داند) سعی می کنند موانع و مشکلات سازمانی و غیرسازمانی و نوآوری ها را از بین ببرند و نقش مهمی در توسعه کسب و کار جدید، پیشرفت و تکنولوژی و تقویت پروسه تغییر و تحول سازما ایفا کرده و به مبتکران کمک می کنند تا از سلسله مراتب سازمانی فارغ شوند.

بعضی از تغییرات برون سازمانی و موفقیت های درون سازمانی فرصت مناسبی را برای نوآوری به وجود می آورند و یکی از این ویژگی های مهم کارآفرینان و سازمان های کارآفرین، کشف و بهره برداری از همین فرصت هاست. سازمان های کارآفرین از انواع تکنیک های توسعه، خلاقیت گروهی به شکل جدی و مستمر استفاده می کنند که برخی از این تکنیک ها عبارتنداز:

1- یورش فکری: هدف اصلی گروه، خلق ایده های هرچه بیشتر در مساله موردنظر است و هیچ کس حق ارزیابی یا قضاوت ایده های پیشنهادی را ندارد.

2-گروه مجازی: گروه نظرات را در کاغذ نوشته و توسط رهبر گروه طبقه بندی و نتایج اعلام می شود و یا از طریق اینترنت یا پیامک نظرات خود را به رهبر اعلام می کنند. بدون شناخته شدن فردی.

خلاقیت یا هوش؟!

3- رویکرد سینکتیکس (Synectics): فرآیند به کارگیری این روش چنین است: شناسایی و تجزیه و تحلیل مشکل به منظور رسیدن به ماهیت جوهره آن، تلاش برای تبدیل راه حل های به دست آمده به راه حل نهایی، در این روش فقط رهبر  گروه، به اصل موضوع واقف است و با صحبت در پیرامون موضوع اصلی به جواب نزدیک می شوند، مثلا: اگر موضوع تولید اسباب بازی خاصی یا کاربردی خاص باشد، ابتدا با موضوعاتی مثل: کودک، بازی، لذت بردن و... و کاربرد آن اسباب بازی خاص شروع می شود تا بر مساله اصلی که مثلا: ساخت یک نوع عروسک یا ماشین، تفنگ یا... با کاربردی خاص و برای سنی خاص است کشیده می شود.

4- رویکرد جدلی:
در این روش دو گروه مخالف وجود دارند باید با ارائه راه حل های قانع کننده و خلاق به پیروزی برسند.

5- گردش تخیلی: اعضای گروه از طریق به کارگیری جریانی تمثیلی و استعاره ای به گردش تخیلی ترغیب می کنند و به منظور استفاده از حالت ذهنی ایجادشده در گروه، هنگامی که افراد کاملا از قالب های ذهنی معمولی خود خارج شوند موضوع جلسه مطرح می شود و اکنون زمان آن رسیده که نگارنده یک شمائی از خلاقیت را به اختصار جهت تکمیل بحث ارائه دهد. تا شما خواننده محترم خود سازمان با موسسه و همکاران و اعضای خانواده و تمام کسانی را به نوعی از جهت کاری یا خویشاوندی و دوستی با آنها در ارتباط هستید، با نمودار خلاقیت سنج که به ابتکار خود ارائه می دهم را مقایسه کنید. شاید هیجانی برای ارائه خلاقیت در شما به وجود آورد.

فرآیند نوآوری و خلاقیت

فرآیند نوآوری: فرآیند خلاقیت


1-    تصور: جذب
2-    ایده: الهام
3-    خلاقیت: آزمایش
4-    نوآوری: پالایش
5-    انتشار: ارائه فروش

با تصویر ایده، باید آن را جذب کرد- با به وجود آمدن ایده باید الهامات را ثبت کرد.

با تولد خلاقیت باید آن را به بوته آزمایش کشاند- نوآوری حاصله را باید چندین بار پالایش کرد- و با انتشار خلاقیت و نوآوری باید آن را قبال ارائه و فروش کرد.

خلاقیتی که منجر به کسب درآمد فروش شود خود به تنهایی می تواند یک سرمایه جاودان باشد.
-    انواع فشن های لباس، مد، جواهرات، و وسایل آرایشی و بهداشتی...

-    انواع طراحان اتومبیل های لوکس، معماران و طراحان داخلی و خارجی ساختمان ها

-    انواع آرایشگران افسونگر در گریم و پیرایش

-    انواع خلاقان صنعتی، تولیدی، خدماتی (مضافا اینکه تا اواخر قرن حاضر خدمت گرایی سریع خود یک نوع خلاقیت بدیع محسوب می شود

-    و حتی طراح یک صورت زیبا در یک تندیسی از «مادر» می تواند یک خلاق جاویدان نباشد همچو یک زبان جدیدی برای کلامی بی صدا... (یک خلاق تخیلی در ذهن خود بی صدا فریاد می زند: بگذار بی کلام صدایت کنم.. خلاق، سرزنده، مبتکر و جاوید باشید...
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه