کسانی که در حوزه ی بازاریابی و فروش فعالیت می کنند، دوست دارند که فرد موثری برای همکاران و مدیر خود باشند و تمام توان خود را برای کمک به آنها به کار گیرند اما بعضی مواقع فرد احساس می کند که کارهایی که انجام می دهد خارج از حوزه ی وظایفش است.

مجله اینترنتی برترین ها





ماهنامه بازاریاب بازارساز - منصور ابهر زنجانی: کسانی که در حوزه ی بازاریابی و فروش فعالیت می کنند، دوست دارند که فرد موثری برای همکاران و مدیر خود باشند و تمام توان خود را برای کمک به آنها به کار گیرند اما بعضی مواقع فرد احساس می کند که کارهایی که انجام می دهد خارج از حوزه ی وظایفش است و آنقدر تعداد این کارها زیاد شده که نمی توان اسم لطف و کمک را روی آن گذاشت. اگر یک یا چند مورد از این علائم را دارید، به احتمال زیاد شما هم از افرادی هستید که بیش از حد به دیگران لطف می کنید و در بین همکاران خود به فردی مشهور هستید که هرکاری را از شما بخواهند، بی قید و شرط انجام می دهید:

من کارمند هستم یا برده؟

1- در جلسه ها فرصت صحبت کردن پیدا نمی کنید و فرد دیگری نظر شما را می گوید.

2- همکاران خود را سرزنش می کنید زیرا به شما فرصت نمی دهند که کلمه ای خارج از خواسته های آنها به زبان بیاورید.

3- آنقدر ایمیل و درخواست های مختلف به سمت شما هجوم می آورند که نمی فهمید در چه جهتی حرکت می کنید.

4- تقویم کاری تان پر از جلسه و کارهای گوناگون است و فرصتی برای رسیدن به اولویت های خود ندارید.

5- همکاران شما خیلی زودتر از شما ارتقا می گیرند ولی شما درجا می زنید.

با وجود اینکه تمام کارهایی را که از شما درخواست می شود، بدون چون و چرا انجام می دهید، اما نکته ی جالب این است که مدیریت ارشد خیلی روی شما حساب نمی کند. معمولا مدیران در چنین شرایطی می گویند: به این نیرو اعتماد کامل دارم اما خیلی مطمئن نیستم که توان مدیریت شرایط سخت را داشته باشد. اگر قرار باشد فردی را از بین نیروهایم، به سمت مدیریت ارتقا دهم، چنین فردی واجد شرایط نیست.

چاره ی کار چیست؟ آیا می شود که در محل کار، خودمان باشیم و خیلی سریع تحت تاثیر خواسته های دیگران قرار نگیریم؟ چطور می شود هم کارمند مفیدی باشیم و هم در مقابل درخواست ها تسلیم مطلق نباشیم؟ به پیشنهادات زیر توجه کنید:

من کارمند هستم یا برده؟

•    خود را مالک کاری که انجام می دهید، نشان دهید. به جای اینکه دائما در حال تغییر کردن باشید، مسئولیت پذیری بیشتری نسبت به کار و افراد دور و برتان نشان دهید. معمولا تصور می کنید که فرد دیگری باید اوضاع را ارزیابی کند و تصمیمات کلیدی بگیرد. خود را مالک کارتان بدانید و اینگونه متوجه می شوید که فرصت های زیادی برای نظردادن و مقید بودن وجود دارد. فقط سفارش گیر نباشد. می تواند منتظر بمانید تا دیگران به شما بگویند چکار بکنید و چکار نکنید اما با چنین روشی هیچ وقت مهارت های رهبری و توسعه ی تیم را پیدا نمی کنید. طبیعی است مدیران عالی رتبه ی یک سازمان، فردی را شایسته ی ارتفا یافتن می دانند که در کنار اطاعت از دستوران مافوق، هرجا لازم است خودش هم نظر بدهد.

•    آماده سازی برای شما بیشتر از دیگران اهمیت دارد. از آنجا که شما خیلی آسان جهت حرکت خود را به خاطر نظرات دیگران عوض می کنید، قبل از جلسات مهم قدری زمان بگذارید و از خودتان بپرسید: درباره ی بحث جلسه، سه نظر مهمی که می خواهم عنوان کنم، چیست؟ نظرات خود را بنویسید تا کاملا بدانید که قرار است چه بگویید. فکر کنید یک کشوی ذهنی دارید.

با این کار قبل از رفتن به جلسه کشوی خود را جستجو کنید و فایل های مورد نظرتان را از درون آن بیرون می آورید. دیگر لازم نیست با عجله دنبال فایل های ذهنی تان بگردید زیرا یا آنها را پیدا نمی کنید و یا اینکه زمانی آنها را پیدا می کنید که دیگر نیازی به وجودشان ندارید. در جلسات در عین حال که انعطاف پذیری نشان می دهید خیلی زود از مواضع خود کوتاه نیایید و فقط در صورتی این کار را بکنید که فرد مقابل با دلیل و منطق نظر شما را رد کند.

من کارمند هستم یا برده؟

•    برای خودتان هم بازاریابی کنید. بازاریابی فقط خاص خدمات و محصولات نیست. شما هم باید برای خودتان و نظراتی که ارائه می دهید، بازاریابی کنید. از مهارت های ارتباطی که برای فروش محصولات خود استفاده می کنید، این بار برای بازاریابی خودتان استفاده کنید.

•    به راحتی میدان را ترک نکنید. اگر فردی حرف شما را قطع می کند و سعی می کند بر جلسه مسلط باشد، با رعایت احترام به او بگویید که هنوز حرف تان تمام نشده و مایل هستید، ادامه دهید. حتی می توانید از زبان بدن خود استفاده کنید تا فرد مقابل متوجه شود که نوبت به او نرسیده است. قبل از شروع شدن جلسه، داخل اتاق بروید و جایی را برای نشستن انتخاب کنید که بیشتر در معرض دید و جریان مکالمه قرار داشته باشید.

•    یاد بگیرید که هنرمندانه «نه» بگویید. زمانی که با درخواستی مواجه می شوید، در همان لحظه پاسخ مثبت یا منفی ندهید. برای خودتان زمان بخرید تا بهترین و عاقلانه ترین تصمیم را بگیرید. اگر می خواهید جواب «نه» بدهید، دنبال کلمات و عباراتی باشید که بار منفی نداشته باشند و در عین حال به فرد مقابل بفهمانند که شما مایل نیستید کاری را به کارهای تان اضافه کنید.

من کارمند هستم یا برده؟

در یک برنامه ی تلویزیونی، مجری از مهمان برنامه خواست که در قسمت های بعدی به تیم آنها بپیوندد و در اجرای برنامه به آنها کمک کند. مهمان برنامه مایل به این کار نبود ولی به جای اینکه مستقیما بگوید نه، گفت کار شما واقعا سخت است و من در خودم این توان را نمی بینم. سپس از حاضرین درخواست کرد برای تیم اجرا دست بزنند و بدین طریق خیلی محترمانه به درخواست مجری برنامه پاسخ منفی داد.
کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه